السيد حامد النقوي

190

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و مناقب العشرة المبشّرة المسماة بالرّياض النضرة فى مناقب العشرة للمحب الطبرىّ و ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى و حلبة الكميت فى مناقب اهل البيت و الديباج فى مناقب الازواج و صنّفت كتب كثيرة فى مناقب الخلفاء الراشدين كالقول الصّواب فى مناقب عمر الخطاب و القول الجلى فى مناقب على و للنسائي رسالة طويلة الذيل فى مناقبه كرّم اللَّه وجهه و عليها نال الشهادة فى دمشق من ايدى نواصب الشام لفرط تعصّبهم و عداوتهم معه رضى اللَّه عنه و نيز شاه صاحب در باب دوم همين كتاب تحفه مىفرمايند كيد هفتادم آنكه افترا كنند بر اهل سنّت كه ايشان مىگويند كه شخصى سنى نمىشود تا آنكه در دل او به قدر بيضهء كبك يا ماكيان بغض امير المؤمنين جا گيرد و اصل اين افترا اينست كه بعضى علماى ايشان اين لفظ را از على بن الجهم بن بدر بن الجهم القرشى روايت كرده‌اند و او از اشرار نواصب بود كه بنابر مصلحت تسنّن ظاهر مىكرد و تستّر مىنمود و مقصد او تا بود تحريف مردم از امير المؤمنين بود اگر گفته باشد دور نيست و متأخرين ايشان كه خيلى بى تميز و بى تحقيق‌اند اين روايت او را تلقى بالقبول نموده در حق اهل سنّت هذيان‌سرايى مىكنند لا سيّما صاحب مجالس المؤمنين در كتاب مذكور جزم كرده است به آنكه بغض امير المؤمنين بلا شبهه و بلا شك در دل اهل سنّت مىباشد مگر آنكه بعضى فضائل آن جناب را بخوف مخالفين خود ذكر مىكنند و عجبست ازين مرد كه خود را عاقل مىداند و ادعاى علم قلوب كه خاصهء خداست مىنمايد و به حكم المرء يقيس على نفسه خوف و تقيه را بر اهل سنت نسبت مىكند و در تواريخ هزار جا ديده باشد كه علماى اهل سنّت با امراى سفاك و ظلمهء بيباك نواصب مثل حجاج و وليد مجاهره بانكار نموده‌اند و جان خود را نثار خاندان بنى كرده تن به كشتن داده‌اند نسائى كه از عمدهء محدثين اهل سنتست به جهت تحرير رسالهء مناقب امير المؤمنين از دست اهل شام شربت شهادت چشيده و سعيد بن جبير كه حنين را ذريت رسول مىگفت و حجاج را درين مسئله الزام داد و از آيهء وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ استنباط اين معنى نمود بگلگونهء شهادت سرخرو گرديده چه بلا تعصب بيجاست ديده را ناديده و شنيده را ناشنيده كردن و اگر اهل سنت بخوف مخالفين ذكر فضائل امير المؤمنين مىنمايند چرا بخوف مخالفين مطاعن و مثالب ابو بكر و عمر را بيان نمىكنند كه مخالفين ايشان بذكر فضائل امير قناعت ندارند تا اين ضميمهء ذميمه همراه او نباشد انتهى كمال عجبست كه مخاطب عالى تبار در مقام دفع ناصبيت از اسلاف كبار خود دست بكتاب نسائى اندازد و آن را مايهء نازش و فخار كرده‌اند ؟ ؟ ؟ و هر گاه بمقام جواب ادله اهل حق رسد بى محابا همت را بابطال حديث ولايت و حديث طير كه هر دو در كتاب خصائص نسائى مذكور و موجود گمارد و بايلام و ايجاع قلوب اهل اسلام و ارباب اتباع دين مطاع و تا زير ظهور نواصب اهل غرور و خداع و اقرار عيون زمره همج رعاع پردازد و از ظهور تهافت شنيع و تناقض فظيع و تبائن قبيح و تناكر فضيح و تعاند صريح